أحمد بن حامد كرمانى

44

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

قلم روى بجانب اصفهان نهادند و بعضى در خدمت ركاب و سايهء رايات اوتارى و ساوه و هركجا كه مقصد او بود شدند . چون هواى سرد [ شديد ] سخت دم انفاس زمهريرى فرو بست و عيار شب ( و روز ) ربيعى به ميزان طبيعى يكى شد و از تودهاى كافور [ ى ] جويهاى گلاب روان گشت « 1 » ( و ) سنه « 2 » ستين خراجى درآمد ( ملك ارسلان ) از حضرت عراق ( با ) سپاهى چون ابر ( آذارى ) متراكم با غرّش رعد و تابش برق . ( بيت ) سپاهى چو شب صحن گيتى نورد * ز گردش سيه گنبد لاجورد مصراع ، بزينتى كه برآيد شب چهارده ماه . به راه فارس روان شد [ ند ] روز اوّل ماه تير ( ستهء 560 خراجى ) بدر بردسير نزول « 3 » فرمود . بهرامشاه عيون و جواسيس برگماشته بود [ و بعراق فرستاده و ] چون حال بدين « 4 » جمله [ مى ] شنيد [ ند ] ترتيب محاصره [ مى ] كرد [ ند ] و مؤيد الدين غله بسيار و حوائج ( بيشمار ) از هر نوع ذخيره ساخت و مجانيق و عرادات بر دروب و بروج نصب كرد و احوال انهاء ملك مؤيد كرد ( و او ) امير قراغوش [ را ] ( كه ) پيرى كارديده ( بود ) و امير جمال الدين آيبه ( و ) فوجى از حشم ( بر سبيل استمداد ) فرستاد ( ه ) و در شهر لشكرى تمام مجتمع شد . ( ملك ارسلان ) با سپاهى بيحدّ و قياس ، « 5 » بر دشت مقام ساخت و از اطراف ( و ) نواحى كرمان روى بمعسكر ملك ارسلان نهادند و لشكرگاه را از بناء قصور و گرمابه و بازار و حوانيت و دار الضرب و بياع‌خانه و دار الحكم ، شهرى معظم و مصرى جامع ( ساختند ) و باتفاق ( در آن سال‌ها دخل شتوى ( چنان ) حاصل شد كه در سوابق اعوام ( و سوالف ايام ) مثل آن معهود نبود و الوان نعمت از ثمار و فواكه از حدّ توقع درگذشت . لشكر عراق در مبادى « 6 » چند روز نزول كردند و بعد از آن به شهر و بارو برآمدند و جنگهاى سلطانى « 7 » كردند . حاصل آن جز هلاك ( رجال ) و مجروحى ( ابطال ) نبود . چون حصانت اطراف و مناعت جوانب ( و اعطاف ) شهر ( ديدند ) معلوم شد . [ مانند بحر ژرف كزو بد گذر كند * عنقا به زخم شهپر و زورق ببادبان ] [ و دانستند ] كه استخلاص آن بجهد انسانى و جنگ سلطانى در وسع نيست و فتح

--> ( 1 ) شد . - ( 2 ) سنه 460 خراجى . - ( 3 ) آمد . - ( 4 ) برين . - ( 5 ) در - ( 6 ) در مبادى نزول چند روز گرد شهر و بارو برآمدند . - ( 7 ) پيوستند . -